به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)؛ پاسداشت یاد و نام بزرگان و مفاخر کشور راهی است برای الگوسازی؛ راهی که کمک میکند جوانان با زیست علمی و شخصی این عزیزان آشنا شوند و با الگوگیری، راه پُرتلاش و پُرافتخار آنها را ادامه دهند. بنیاد ملی نخبگان از چند سال قبل اقدام به برگزاری مراسم تکریم از نخبگان و مفاخر معاصر ایران زمین در سراسر کشور کرده است که گزارش آن در بولتنی به نام «طواف شمع» و نشریهای به نام«هنرنامه» منتشر شده است. بازخوردهای این اتفاق مبارک باعث شد تا خبرگزاری کتاب ایران با همکاری بنیاد ملی نخبگان تصمیم به درج برشی از زندگی شخصی و حرفهای این بزرگان زیرِ نام «قاب روایت» کند. این مجموعه به قلم «محسن شاهرضایی» نوشته شده و تقدیم به خوانندگان فرهنگمدار خبرگزاری کتاب ایران میشود.
متن این شماره قاب روایت به شرح زیر است:
قطار به ایستگاه رسیده بود و کارگران مشغول تخلیه بارها بودند. جوان دانشجو منتظر تحویل گرفتن بارَش بود. او برای تحقیق درباره میزان تأثیر کودهای شیمیایی در باروری خاک کویر، به یک تُن خاک ایران نیاز داشت. میخواست موضوع رساله دکترایش کاربردی باشد و به درد کشورش بخورد. به زحمت موافقت خروج خاک از ایران را گرفته بود. خاکها را از طریق کشور ترکیه با قطار به آلمان آورده بودند. اولین گونی خاک را که روی زمین گذاشتند، خود را روی آن انداخت و خاک داخلش را بوسید. این کارش تعجب اطرافیان را برانگیخت. مردی آلمانی از او پرسید: «این چه کاری است که میکنی؟» پرویز کردوانی، دانشجوی عمرانِ کویر دانشگاه بُن آلمان، نگاهی به مرد انداخت و گفت: «این خاک وطنم ایران است و شما نمیدانید بوسه بر این خاک چه لذّتی دارد.» کارگران همچنان مشغول آوردن گونیهای خاک بودند. او سر از خاک برداشت و به شمارش گونیهای تخلیه شده پرداخت.
↧